Raha Etemadi's UniQue Base!!

Raha Etemadi's DFN Blog

این وب دیگه آپ نمیشه

سلام دوستان عزیزم امروز یه خبر دارم براتون

من و سپیده تصمیم گرفتیم که دیگه این وب رو آپ نکنیم چون دیگه واقعا خسته شدیم از همه چی از توهین ها از تحقیر ها از حرف های آزار دهنده و....

فقط میخوام قبل رفتن یه چیزی رو بگم اونم این که من و سپیده و عقیق توی وب خاطرات آپ میکنیم خوشحال میشم که همگی بیاین تا جایی که بتونیم هر روز خاطره مینویسیم اما این وب دیگه نه چون واقعا دیگه نمیشه منتظر همتون هستم تو اون یکی وب خواهش میکتم از دستم ناراحت نشید تازه من سال دیگه کنکوری میشم و باید بخونم سپیده هم درس داره و دیگه رشته برمیداره و تخصصی میشه پس این افکار آزار دهنده رو باید از خودمون دور کنیم.

پس تو وب خاطرات میبینمتون

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

بای بای

راستی این وب حذف نمیشه تا هر کی دوست داره عکس و مطالب رو استفاده کنه.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 22:50  توسط سارا  | 

گفتن چند نکته و خاتمه ی شایعات

سلام دیگه به دوستان عزیزم

دوست داشتم قبل از گذاشتن سری دوم عکس ها یکسری مسائل رو گوش زد کنم ببینید دوستان گلم اول از همه دوست دارم یک نکته و یا شاید یه نصیحت خواهرانه رو به اون دسته از دوستانی بدم که دیوونه وار عاشق رها هستن چون فکر میکنم توی مسئله ای که من میخوام راجع بهش حرف بزنم بیشترین ضربه رو اونها میبینن پس لطفا کسانی که از این دسته هستند این مطلب رو بادقت و منطق بخونن.

به نظر من رها اعتمادی هم یه آدمه و حق زندگی ،نفس کشیدن ،راه رفتن، کار کردن و عاشق شدن و حتی ازدواج کردنه درست حقی که تمام ما داریم مطمئنم این رو همه ی شما قبول دارید پس این که یه روزی خبر بدن و گن رها ازدواج کرده چیز عجیبی نیست پس از همتون خواهش میکنم خودتون رو غرق در رویا نکنید چون بیشترین ضربه رو شما میبینید.

دومین حرفمم با کسانیه که فکر میکنن من عاشق رها هستم باید یا نهایت صدق و راستی بگم من هیچ علاقه ی خای به رها ندارم فقط یه طرفدار هستم و از افکار اجتماعی که داره دفاع میکنم.

در ضمن این مطلب صرفا به دلیل این که رها قراره ازدواج کنه یا با شخص خاصی رابطه داره نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 23:0  توسط سارا  | 

عکس های تکی از رها(سری اول)

عکس های تکی از رها جان (سری اول)

،

برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی رو آن ها کلیک کنید!!

بقیه عکس ها + عکس جدید در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 19:47  توسط سارا  | 

سلللللللللللللللللللللام و خبرای عالللللللللللللللللللللللللللی

سللللللللللللللللللللللللللللللام دوستای همیشه گلم امروز با کلی خبر خوب اومدم خوب از کجا شروع کنم؟؟؟

از اونجایی که خیلی از بچه ها برنامه نوروز رو ندیده بودن من اینجا لینکش رو گذاشتم تا هر کس میخواد دانلود کنه و ببینه البته بدون دانلود هم میشه دید لینک دانلود رو آخر پست گذاشتم.

و خبر خوب دوم این که من میخوام تمام عکس هایی که از رها جون دارم رو براتون بذارم جدید و قدیم چون حدود 10 نفر به من ایمیل زدن که عکس هاشون پاک شده یا سرعت اینترنتشون پایینه و نمیتونن عکس هارو از وب بگیرن برای همین من میخوام از اول هر چی عکس از رها دارم رو براتون بذارم تا بتونید راحت ببینید هر پستی هم که میذارم مستقیما میره توی آلبوم عکس تا اگر عکسی خواستین بتونین راحت پیداش کنید عکس هارو سعی میکنم با موضوع بذارم در آخر کار که تمام عکس هارو گذاشتم اگر شما عکسی داشتید که من نذاشته بودم رو یا لینکش رو برام میفرستید به وب یا به ایمیل وبلاگ راستی همه ی عکس ها متعلق به وب گل رز و روی همشون لوگو میخوره امیدوارم خبرام خوب بوده باشه امشب منتظر اولین سری عکس ها باشید!!!!

دووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووستون دارم خیلی زیاد.

تا درودی دیگر بدرود


لینک دانلود ویژه برنامه نوروزی




+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 18:22  توسط سارا  | 

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عزیزای دلم یه دنیا دلم براتون تنگ شده بود عید خوش گذشت چه خبرا چی کارا کردید ؟؟؟

بچه ها رها جونم رو دیدید توی برنامه نوروز چقدر ماه شده بود اینقدر نگاش کردم که گفتم الان شیشه تلویزیون منفجر میشه دیدید رفته بود سیرک خیلی دلم براش سوخت تازه سرما هم خورده بود الهی الهی

بچه ها امروز اومدم یه خبر خوش به دوستان رهایی بدم من میخوام یه سری عکس جدید از رها ی عزیز براتون جمع آوری کنم و توی وبلاگ قرار بدم اما یه شرط داره اونم این که نظر یادتون نره!!!!

خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خیلی خیلی دوستون دارم قد یه دنیا

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

تا درودی دیگر بدرود دوستای گلم

زندگی زیباست اگر زیبایی هارا از چشم زشتی ها ببینیم ، عشق پر شور است اگر آن را در چشم معشوق معنا کنیم ، دوری بسیار غم انگیز است اگر منتظر عزیزترین کست باشی ، انتظار طولانی است اگر یار برای دیدنت لحظه شماری نکند اما با این حال هنوز هم زندگی زیباست چون یار نفس در سینه دارد میخواهد در کنار تو باشد میخواد فذسنگ ها دور تز از تو باشد .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 17:15  توسط سارا  | 

یه وب جدید و یه واقعیت

سلام دوستان عزیزم من یه وب جدید باز کردم که خاطراتم رو توش مینویسم به کمک سپیده و عقیق عزیز راستش چون این روز ها دارن از اسم سارا سوء استفاه میکنن تصمیم گرفتم یه واقعیتی رو هم به شما و هم به اون آقای محترمی بگم که فکر میکنه خیلی زرنگه اسم من سارا نیست منو سارا صدا میزنن تازه اونم فقط تو مدرسه اسم اصلی من سیماست که میتونید از این به بعد منو سی سی صدا زنید ممنون.

وب دیگر :www.sisi74.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 21:27  توسط سارا  | 

سورپرایز وبلاگ گل رز

سلام به همگی یه سلام بهاری و خوشگل و سبز عیدتون هم باری دیگه مبارک امیدوارم همه ی ایرانی ها سال خوبی داشته باشن سالی پر از شادی و خوبی و خوشی از قدیم گفتن سالی که نکوست از بهارش پیداست خدا بخواد امسال برای من سال خوبیه ظاهرا البته این طور که از آغازش پیداست خوب قرار بود ما امروز چند تا سورپرایز بذاریم که امیدوارم خوشتون بیاد

اول از همه این پوستر زیبا رو میذارم که یاسمن گلم فرستاده دستش واقعا درد نکنه

رها اعتمادی

و فیلم هایی از رها جان در سایت آپارات:

دانلود فیلم شب یلدا

دانلود فیلم پشت صحنه

و تبریک بچه ها به رها و دیگر مجری ها:

پریناز صمدی

رها جان برادر عزیزم عیدت مبارک ای کاش در میهنت بودی و در کنار هم وطنانت ای کاش .

سینا بهادری

عید همه ی ایرانی ها مبارک شیدا جون عید تو هم مبارک خیلی مجری خوش صحبتی هستی.

فرزانه

سلام سلام سلام عید رها خان گل مبارک مبار ک مبارک.

بقیه ی بچه ها هم چیزی نفرستادن که من بذارم راستی از یاسمن و دنیز ممنونم که به من کمک کردن توی این پست.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 15:4  توسط سارا  | 

عیدتون مبارک

سلام دوستای عزیزم

خوب شد بابام داد نت اتاقمونو وصل کردن ـا وگرنه دق میکردم!!

خوبین عزیزا؟؟؟ عیدتون مبارک!!!!

من الان هتل شرایتون هستم اینجا هیچ ایرانی ای نیس  هفت سین ندارن ایرانی تا دلت بخواد تو گرین هاوس و دی تو دی پر بود

خوب شد لپ تاپمو اوردم ـآ!!! حداقل بتونیم نت گردی کنیم  بچه ها به خدا هیچ جا ایران خودمون نمیشه دوس دارم بیام کشور خودم، شهر خودم و خونه خودم 

البته کلی خرید کردم

خوب دیگه وقتتون رو نمیگیرم فقط میخواستم عیدو بهتون تبریک بگم و بگم که زنده م بوس بوس بدرود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 16:52  توسط سپیده  | 

من اومدم با یه سورپرایز!(مهدیس)

                  

سلام....یه سلام بهاری داغ نو به همه ی دوستای عزیزم که دلم براتون مثل سیر و سرکه ی هفت سین میجوشید،از دلتنگی قد سکه شده بود و مثل ماهی اینور و اونور میپرید!خوب حالا نزنید براتون توضیح میدم...

من چند روز پیش با خودم گفتم که چه سورپرایزی داشته باشم برای عید که متفاوت باشه؟دیدم عقیق و سارا و بقیه بچه ها این کارو کردن،گفتم منم امتحان کنم ببینم چی میشه...واسه عید هم یه تازگی داره!خلاصه این شد که گفتم میخوام دیگه آپ نکنم!شوخی بود...مثل اینکه یادتون رفته ما قراره تولد ۹۹۹ سالگی رها جونو اینجا باهم جشن بگیریم؟!ولی....ولی...ولی عوضش الان اومدم که عیدو بهتون تبریک بگم با کلی جمله ها و برنامه های باحال...که یکم از دلتون در بیارمپس اول جمله ها...نه نه صبر کنید!اول بگید از دستم دیگه دلخور نیستید و بخشیدید بعد!چی؟نبخشیدید؟بابا گفتم که اشتباه کردم...آخه من اگه از پیشتون برم که دغ میکنم...آفرین حالا شد...حالا جمله ها:

 

جشن است که نوروز به پا خاسته است.شادی و سعادت جهان ان تو باد.از هر دو جهان فقط تو را می خواهم …

—–

نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های

بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی …

—–

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند …

—–

در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم …

—–

نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد …

—–

نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم …

—–

نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند …

—–

زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند

نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد …

—–

با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم …

—–

باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند

از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی …

—–

چه افسانه ی زیبایی… زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند

که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟

نوروز مبارک

—–

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند

تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند

و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود

طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند …

—–

و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها

و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند

و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند …

—–

و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد

تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند

و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند …

—–

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد

و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را

به نظاره می نشیندو همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء

نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد …

—–

رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را / میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی / خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را

—–

ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی / چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی

خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی / همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی

—–

فرا رسیدن نوروز باستانی،یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید

جم بر همه ایرانیان پاک پندار،راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

—–

بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد سال نو مبارک

—–

با خوبی ها و بدی ها،هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،

برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد،سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

 

 حالا اصلا داستان عمو نوروز چیه و از کجا شروع شده؟بخونید متوجه میشید:

عمو نوروز

عمونوروز یکی از نمادهای نوروز است. داستان عمو نوروز، داستانی عاشقانه است. عمو نوروز منتظر زنی است. آنها می خواهند با هم ازدواج کنند... براساس یک باور قدیمی، نامزد عمو نوروز از یک ماه به نوروز مانده، به دارکوب‌ها و چرخ‌ریسک‌‏ها می‌‏گوید که از برگ نورس درختان و گلهای نوشکفته، قبای زیبایی برای عمو نوروز که در سفر دوازده ماهه‌است ببافند.

عمو نوروز نماد کسی است که برکت می دهد، حالا شاه یا هر کس دیگر. و آن زن هم منتظر عمو نوروز است. معمولاً زن همیشه با زمین هم هویت است، جز در بعضی از اساطیر مصری که زمینش مذکر است، معمولاً زن و زمین یکی هستند. الهه که عاشق شاه است، او را انتخاب می‌کند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمی گزیند.در واقع دیدار زن و عمو نوروز هیچ گاه اتفاق نمی افتد. زن هیچوقت در زمان آمدن عمو نوروز بیدار نیست؛ آن قدر خانه را روفته و روبیده و کار کرده که خوابش برده. زن صاحب خانه است و مرد مسافر؛ و این سفر همیشه ادامه دارد.

داستان عمو نوروز
یکی بود, یکی نبود. پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی, زلف و ریش حنا بسته, کمرچین قدک آبی, شال خلیل خانی, شلوار قصب و گیوه تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه شهر.

بیرون از دروازه شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته عمو نوروز بود و روز اول هر بهار, صبح زود پا می شد, جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط, خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم, از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان, جلو حوضچه فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر, سرکه, سماق, سنجد, سیب, سبزی, و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه خشک و نقل و نبات می ریخت. بعد منقل را آتش می کرد و می رفت قلیان می آورد می گذاشت دم دستش. اما, سر قلیان آتش نمی گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز می نشست...


عمو نوروز ...امسالم مثل هر سال؛ آخرین روز زمستون اولین روز بهار عمو نوروز با اون کلاه نمدیش زولفونِ قرمز حنا بستَش مِث ریشش با اون کمرچین آبیش شال خالخالیش شلواره گشادو گیوه ی تَختِش؛ از بالا کوه روبروی شهر با لبی خندون دلی شاد می یاد پایین یواش یواش؛ عصای تو دستش شده تکه گاه پیر مرد خسته ی لب خندون.... نرسیده به دروازه ی شهر خونه ی ننه سرماست که یک دل نه هزار دل عاشق پیره مرده...قصشون قصه ی امسال و پارسال نیستها...قصه ی عشقشون هزارسالست نه دوهزارساله شایدم خیلی بیشتر...پیرزنه اول هربهار خورشید درومده، نیومده پا می شه جاشو جم می کنه خونه تکونی می کنه حیاط و آب و جارو می زنه به خودش حسابی می رسه پاهاشو حنا می زاره دستاش قرمز می شن هفت قلم از خط و خال گرفته تا سرمه و سُرخاب و زرک آرایش می کنه...تنبون قرمز و شلیته پرچین می پوشه مشک و عنبر به سر و صورت و گیسِش می زنه...چرا می خندید بی مروتا؟ آخه عاشقه...عاشقی که پیر و جون نداره...داره؟ فرشش رو می یاره می ندازه رو ایون جلومنظر باغچه که پر از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گلای رنگارنگ بهاری...تو یه سینی خوشگل و تمیز سیر و سرکه و سماق و سنجد و سیب و سبزی و سمنو می چینه تو یه سینیِ دیگه هفت جور میوه ی خشک و نقل و نبات می ریزه . پا می شه سریع منقلُ آتیش می کنه و قلیونُ می یاره دم دستش؛ اما سر قلیونُ آتیش نمی زاره..چشم به در تا عمو نوروز بیاد و قلیونو آتیش کنه و دیدنش مهیا بشه...تو همین فکرا پیرزنه از خستگی خوابش می بره...عمو نوروز می یاد اما ننه سرما خوابه...چُرتِش پاره می شه...اَی دل غافل عمو نوروز اومد و رفت پیره زنه خوابش برده بود...غمو نوروز رفت تا یه سال دیگه؟...ای پیری پیری پیری....

 در مورد حاجی فیروز هم بد نیست بدونید...جالبه:

حاجی فیروز

منابع كهن عربي و فارسي، كه از بسياري از سرگرمي‌هاي مردمي ياد كرده‌اند، به هيچ وجه اشاره‌اي به حاجي فيروز نكرده‌اند. با وجود اين، در اين كه حاجي فيروز عملاً جاي‌گزين همه‌ي ديگر سرگرمي‌پيشگان گذشته‌ي نوروز، مانند كوسه، مير نوروزي، غول بياباني، آتش افروز و غيره، شده است، ترديد چنداني وجود ندارد.
دكتر مهرداد بهار در مقاله‌اي كه نخست در 1983 منتشر گرديد، چنين اظهار عقيده نمود كه سياهي چهره‌ي حاجي فيروز از آيين‌ها و افسانه‌هاي مرتبط با شاهزاده سياوش گرفته شده، و اين‌ها نيز خود از آيين‌ها و افسانه‌هاي مربوط به خداي ميان‌روداني كشاورزي و دام‌داري، تموز (سومري: Dumuzi) اقتباس شده‌اند. وي، به پي روي از جيمز فريزر، استدلال نمود كه تموز در هر بهار از جهان مردگان باز مي‌گشت، و جشن بازگشت وي يادآور مرگ و باززايي هر ساله‌ي گياهان بود. در طي برگزاري برخي از اين آيين‌ها، كه مردم در خيابان‌ها سرود مي‌خواندند و مي‌رقصيدند، بسياري چهره‌ي خود را سياه مي‌كردند. براساس اين شواهد سطحي، بهار نتيجه گرفت كه حاجي فيروز ايراني با چهره‌ي سياه شده‌اش، مي‌بايست بازمانده‌ي مراسم ميان‌روداني سياه كردن صورت افرادي باشد كه در جشن تموز شركت مي‌كرده‌اند. مهرداد بهار ده سال بعد در مصاحبه‌اي، فرضيه‌ي بديع خود را با تأكيد بيش‌تري اظهار داشت و مدعي گرديد كه «چهره‌ي سياه حاجي فيروز نماد بازگشت او از جهان مردگان است و لباس سرخ او نيز نماد خون سرخ سياوش و حيات مجدد ايزد شهيدشونده، و شادي او شادي زايش دوباره‌ي آن‌ها است كه رويش و بركت با خود مي‌آورند». بهار در جايي ديگر حدس زده است كه نام سياوش ممكن است به معناي «مرد سياه»، يا «مرد سياه چهره» باشد؛ و اظهار مي‌دارد كه بخش «سياه» نام وي مي‌تواند اشاره‌اي باشد يا به سياهي چهره‌ي شركت كنندگان در آيين‌هاي ياد شده‌ي ميان‌روداني، يا به صورتك‌هاي سياهي كه آنان براي جشن مي‌زدند. وي مي‌افزايد كه شخصيت حاجي فيروز مي‌تواند باقي مانده‌ي همين رسوم باستاني باشد. با اين همه، وي از اثبات ديدگاه‌هاي خويش در مي‌ماند، و نظريات‌اش مجموعه حدسياتي مبتني بر شباهت‌هايي با پشتوانه‌اي به كلي نامستدل باقي مي‌مانند. دانشمند ديگري بر اين گمان است كه حاجي فيروز تداوم سنت سال نو دوران ساساني است، كه در طي آن، بردگان سياه جامه‌اي رنگارنگ مي‌پوشيدند و چهره‌پردازي بسياري مي‌كردند و مردم را با سرودخواني و رقص سرگرم مي‌نمودند. جعفر شهري، حاجي فيروز را شخصيتي بسيار متأخر مي‌انگارد و آن را نه با برخي از آيين‌هاي ديني كهن، بل كه با بردگان سياهي كه دسته‌هاي سرگرمي‌پيشگان را تشكيل مي‌دادند، ارتباط مي‌دهد. او اظهار مي‌دارد كه سرخي جامه‌ي حاجي فيروز ممكن است نماد شادي باشد و نام «فيروز» (= پيروز) نيز لابد به جهت خوش‌يمني بدانان داده شده بود.
به هر تقدير، حاجي فيروز به عنوان نماد خنياگري سنتي ايران، در زمان حاضر سخت از اهميت افتاده است.
                   
خوب امیدوارم بهتون تا الان خوش گذشته باشه....و همچنان هم بگذره....این آپ هم به پایان رسید...عید خوبی داشته باشید...
   آهان راستی یادم رفت...اینم عکس هفت سین خونه ماست!
   اینم بگما،تخم مرغاش کار خودمه
   image0814.jpg
       
                 
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 4:45  توسط مهدیس  | 

عیدتون مبارک

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

عید همتون مبارک باشه من زیاد نمیتونم بنویسم فقط این که سر سفره هفت سین رای همه دعا کنید مار هم فراموش نکنید برای بیمارا حتما حتما دعا کنید از خدا هم هر چی میخواید بخواید اگر هم تونستید یه سری به آسایشگاه ها و بهزیستی ها بزنید.

تا بعد خدا نگهدار

راستی من یه تصمیمی تو سال نو گرفتم این که دشمنی ها رو فراموش کنم از آرزو هم معذرت میخوام اگر تو این مدت بهش توهین کردم و همچنین از اون دوست عزیزی که اسمش هم نمیدونم و از سپیئه و عقیق هم ممنونم بابت کمک هاشون.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 3:22  توسط سارا  | 

کمی تحول+ برنامه های نوروزی + یه پیشنهاد

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به همه ی دوستای عزیزم واقعا دلم براتون تنگ شده بود  کلی هم باهاتون کار داشتم خوب اول از همه میخوام برنامه های نوروزیمون رو براتون بگم من و سپیده میخوایم برای عید بترکونیم ولی با کمک شما دوستان عزیز حالا کمک شما چی میتونه باشه؟؟؟

شما میتونید هر فیلمی که از رها دارید رو توی این سایت آپلود کنید این سایت خیلی زود فیلم رو آپلود میکنه یه فیلم  45 دقیقه رو  توی 3 دقیقه آپلود میکنه بعدا میتونید لینکش رو برای ما ایمیل کنید یا با نظر خصوصی بذارید کار دیگه ای که میتونید بکنید اینه که از هر کدوم از کارکنان منوتو که خوشتون میاد یا و دلتون میخواد عید رو بهشون تبریک بگید یه عکس بفرستید و زیرش یه متنی چیزی بنویسید تا من برای عید توی وبلاگ قرارش بدم و به طور کلی هر ایده ای که دارید رو میتونید به ایمیل وبلاگ :goleroozweb@yahoo.com  بفرستید راستی کسانی که توی عید بیشترین همکاری رو با ما داشته باشن میتونن  تو وب مشغول بشن که بهتره مطلب بعدی رو هم بخونید.

من میخوام برای همه ی کارکنان منوتو تو قسمت موضوعات یه صفحه اختصاص بدم و مدیریت هر بخش رو به یه نفر واگذار کنم ولی قبل از این یه نظر سنجی گذاشتم تا ببینم چند نفر با این موضوع موافق هستن پس اگر موافق یا مخالف هستید نظر یادتون نره.

ضمیمه سارا:

کسانی که رمز رو دارن بیان ادامه مطلب رو بخونن یک مطلب مهمه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 15:15  توسط سارا  | 

چهارشنبه سوری مبارک

سللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللام   یه سلام نزدیک به نوروز دلم براتون خیلی تنگ شده بود :a (70):.

چهارشنبه سوریتون مبارک:z6امیدوارم امروز همه ی ادم ها خوش باشن :elha:خصوصا جوون ها .

دوست دارم یه چند تا سوال بپرسم و بعدم با هم یکمی خوش بگذرونیم

خوب بریم سراغ سوال ها:_z

ولی قبلش اون مشکلی بود که تو پست خصوصی نوشته بودم خدا رو شکر حل شد:cancan:

(سوال اول) سر تحویل سال چه دعایی میکنید؟؟؟

(سوال دو) چهارشنبه سوری کارای خطر ناک میکنید؟؟     :30:{بهتون التماس میکنم از این کارا نکنید}

(سوال سه) توی سال جدید قصد ایجاد تغییر توی خودتون رو دارید؟؟؟


سوال ها تموم شد مراقب خودتون باشید یه وقت کار خطر ناک نکنید یه غفلت مساویه با یه عمر بدبختی پس غفلت نکنید.

دووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووستون دارم عزیزای دلم.:19:

بای بای



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 15:38  توسط سارا  | 

آخرین آپ من(مهدیس)

                          last last last post

 

دوستای گلم سلام...این آپ صرفا جهت اینه که میخوام یه خبری رو بهتون بدم...راستش با اینکه رها جونم رو مثل داداشم دوسش دارم یا بهتره بگم خیلی خیلی دوسش دارم،اما فکر میکنم اینکه وقتم رو در این راه صرف کنم ،نه تنها سودی نداره و چیزی رو عوض نمیکنه،بلکه باعث میشه از کار های مهم روز مره و شخصیم عقب بمونم...بنابراین قصد دارم که وب شخصیم رو ببندم و در این وب هم غیر فعال باشم...این اصلا و ابدا به این معنا نیست که از رها دلخورم و یا حتی سر سوزنی از دستش ناراحتم و سوء تفاهمی پیش اومده....فقط سعی دارم تایمی رو که تو اینترنت هستم استفاده درست و مفید کنم...سوء تفاهم نشه...منظورم از استفاده مفید این نیست که شما از وقتتون بیهوده استفاده میکنید،منظورم اینه که میخوام اون بخش از تفریحاتم که به اینترنت اختصاص داره رو کم کنم...البته تفریح هم جای خود!من به همه ی سایت ها و وبلاگ های رها و شبکه من و تو و غیره سر خواهم زد ،همچنین به همه ی شما عزیزانم که تو این مدت از این وب دیدن کردید و ما رو با نظر های پر مهرتون همراهی کردید، سر خواهم زد و آپ های قشنگتون رو میبینم...ولی قصد دارم تو روندم،یه تجدید نظر کنم...دوست دارم از دوستای گلم سارا و سپیده جان تشکر کنم که اجازه دادن من هم سهم کوچیکی در وبلاگشون داشته باشم...بازم ممنون از همه ی همراهی ها و محبت هاتون...تو این مدت دوستای زیادی پیدا کردم که توی اوقات فراغتم بیشترین نقش رو داشتن...عقیق عزیزم،یاسمن جون،یاسی گلم،ارمغان جون که واقعا خوشحالم که سلامتیش رو دوباره بدست اورد و امیدوارم قدر سلامتیش رو بیش از پیش بدونه،هانی گلم و بقیه دوستای عزیزم که الان حضور ذهن ندارم و امیدوارم از دستم دلخور نشن!!!!!دلم برای همتون خیلی خیلی خیلی تنگ میشههمینطور سارا و سپیده ی گلم....امیدوارم عید به همتون خوش بگذره و سال خوبی داشته باشید...تک تکتون رو میبوسممیدونم زیاد حرف زدم ببخشید....دوستون دارم همینطور رها جونمو..........رها باشید و با اعتماد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بایراستی....من رفتم ولی سارا و سپیده همچنان هستن و امیدوارم از این به بعد هم مثل قبل دوستامو همراهی کنید....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 16:18  توسط مهدیس  | 

مطالب قدیمی‌تر